![]() |
![]() |
|
| دردودل از یه عشق سرد و مجازی فقط یه سنگ صبوربرای شکایت از یه عشق سرد که قبلاخودش |
|
الآن که دارم واست مینویسم
یا بهتره بگم واسه دل خودم چون شاید حتی نخوای بیای بخونیش اما باز به روی خودم نمیارم مثل همیشه عین بچه ها خودمو گول میزنم >>>میای میخونی میدونم . آره میگفتم الآن که دارم واست مینویسم نمیدونم در چه حالی هستی ساعت ۱:۵۵ دیقه شاید خوابی شاید تو جاتی و داری فکر می کنی تا خوابت ببره اما به کی؟ یادمه میگفتی هروقت خوابت نبرد برو دراز بکش چشاتو ببند به من فکر کن خوابت می بره . همیشه کارم این بود . نمی تونم باور کنم منو بازیچه کرده باشی در ظاهر می گی نه اما حرکاتت نشانگر اینه . یعنی فقط منو به عنوان یه دوست مجازی میخواستی؟ خواسته هام واست مهم نبود حتی نخواستی ببینیم. بعضی وقتا فکر میکنم فقط خواستی وقتتو با من پر کنی داغون میشم. نمیتونم خوب تایپ کنم اشکام مزاحمم هستن دستم جون و قدرت تایپ کردن این حرفا رو نداره دوس دارن یه چیزای دیگه تایپ کنن اما دارم بهشون یاد میدم حقیقت تلخه. احساس می کنم بیش از حد تنهام. وقتی در کمال نا امیدی دستام میرن طرف سرم و محکم سرم رو فشار میدم تا فکرای بد ازش خارج بشه اما نمیشه فقط دستام میلرزه و سرم درد میگیره اشکام امونم نمیدن. دورت شلوغه به یاد کی هستی؟ امشب با چه فکری خوابیدی؟ راحت خوابیدی؟ حتی اگه خواستی بازیچم کنی اشکال نداره فقط الآن بیشتر از همه این داغونم میکنه که ازت خبر ندارم . یادته اولا سنگ صبورم بودی ؟ همه چیزم رو به تو می گفتم . گلم بیا ببین ببین که سنگ صبورم حالا دیگه شده این صفحه . چقدر دلم میخواست الآن صدای گرم تو رو بشنوم و تو دلداریم بدی. یادمه قرار بود هر وقت من گریه کردم ببلم کنی و آرومم کنی الآن کجایی که بهت نیاز دارم؟ حتی جوابم رو ندادی. به اندازه ی خیسی چشام به اندازه ی خون بودن دلم وقتی فکر میکنم دوسم نداشتی و نداری الآن دوستت دارم . امیدم بودی. دروغ چرا؟ هنوزم هستی بازم میدونم دوسم نداری الکی واسه خوش کردنه دل خودم. دوس داشتم پناهم به یه مرد باشه میدونی که کس دیگه رو ندارم ... حتی.... .فکر می کردم پیدا کردم اما باز یه طرفه... میدونی که با کسی نبودم فقط یه عشق بود. بعد یه سال که بدترین سال عمرم بود وقتی از علاقم به تو با دیگران حرف زدم همه متعجب شدن . کی بودی که باعث شدی گذشته رو فراموش کنم؟ چیکار کردی؟ نمیدونم اما امیدم به تو بود اصلا همچین انتظاری ازت نداشتم.خودمم باورم نمیشه مجازیه مجازی کاش عشق منم مثل عشق تو مجازی بود اما من هستم عشقم هست توام هستی اما دور از من و عشقت مجازیه. یادمه دیدی شکستم اما چیزی نگفتی یادمه . هرگز فراموش نمیشی تو که باعث شدی زندگیم عوض شه همیشه تو یادمی . باز خوبی هاتو میبینم نه بی وفاییتو. دوستت دارم . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 1:42 توسط غزل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 |
|
RSS
|